الشيخ أبو الفتوح الرازي

172

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و روايت كلبى از عبد اللَّه عبّاس آن است كه : خداى تعالى ايشان را ميوه‌هاى متشابه دهد تا آنچه دوم بار آرند ايشان را گويند : اين خود هم آن است كه ما اوّل خورديم از قوّت تشابه ، آنگه به طعم مختلف [ يابند ] ( 1 ) بدانند كه نه آن است . و اصمّ گفت : معنى آن است كه ( 2 ) ايشان ميوه اى از درخت بگيرند ، مانند آن در حال پديد آيد ، في اللَّون و الطَّعم ، و اين غايت متمنّى مرد باشد . و مسروق روايت كند كه : درختان بهشت ساق ساده ندارند ، بل از آخر تا به اوّل منضود و منظوم باشد به ( 3 ) ميوه ، هر گه كه يكى از او بگيرند ( 4 ) ، خداى تعالى مانند آن باز آفريند . و حسن بصرى روايت كند كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت : به آن خداى كه مرا به حق ( 5 ) بفرستاد كه ميوهء بهشت از درخت باز كنند ، به دهن نا رسيده كه خداى تعالى به بدل آن مانند آن باز آفريند . * ( وَأُتُوا بِه مُتَشابِهاً ) * ، به ايشان آرند آن را ماننده با يكديگر [ 44 - پ ] و نصب او بر حال باشد از « به » ، يعنى مانند يكديگر بود در لون و طعم و منظر ، و اين روايت سدّى است از عبد اللَّه عبّاس و قول عبد اللَّه مسعود است و جماعتى ( 6 ) صحابه . و حسن و قتاده و ابن جريج مىگويند : مانند يكديگر بود در جودت و نيكى در او هيچ به دو نفايت ( 7 ) نباشد . عطاء بن يسار روايت كند كه : درختان بهشت از زر باشد و برگهاى آن از حلَّه‌هاى بهشت باشد و ميوه‌هاى آن ( 8 ) چند كوزه‌هاى بزرگ باشد از سيم سپيدتر و از مشك خوشتر و از شكر شيرينتر و از كره ( 9 ) نرمتر . مجاهد روايت كند كه : زمين بهشت از سيم باشد و خاكش مشك باشد ، و

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجزها هر گه كه . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : از . ( 4 ) . ها : باز كنند . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : به خلق ، مر : به حق به خلق . ( 6 ) . اساس : جماعت ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : هيچ تفاوت . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : از . ( 9 ) . مر : مسكه .